|
آخرین حرفهای من |
نمیخوام با زور بگم که بخونین اگه دوست نداشتین بیخیشین ولی میخوام کل حرفهای دلمو بزنم
(آنکس که میگفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت صدای خش خش برگها همان آوازی بود که من گمان میکردم میگفت دوستت دارم) واقعیت زندگی من!!! من یه مدت نمیام این اطراف اگرم بیام واسه چک آف میامو زودم میرم یا یه سری هم به این نظرات میزنم نمیخواد دلتونم برام کبابشه یا آف های الکیو نظرهای الکی بدین .اگرم با من کاری داشتین میتونین به بعضی از کسای که با من رفیق هستن و من باهاشون ارتبات دارم پیغامتونو بگین یا ایمیل بزنینو نظر بدین ممکنه بگین اینبارم الکیه بازم میاد ولی من دیگه به این زودیا نمیام خب منم رفتنی شدم خب دیگه همتونو دوست دارم و برام خیلی عزیزین
N
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 1:9 توسط مدفونشده |
|
سلام بچه ها خوفید دلم براتون تنگولیده بود ناجور ..شرمنده که دیر آپ کردم امیدوارم منو ببخشید خب میخواستم بحث موضومونو راجب دخترا شروع کنم از دیدگاه پسرا البته دختر خوب از نظر پسرای بد یعنی کسی که تا بهش میگی سلام نیششو تا بناگوش باز کنه دختر خوب یعنی کسی که با همه پسرا رفیقشه خودشم تحویل میگیره که من آدمه صمیمی هستم این جر دخترا فقط دوست دارن خودشونو تو چشم پسرا جا کنن و همش پیش اونا بگردن ..ولی دختر بد کسی که خودشو بگیره حالا زیادم نه ولی از اونای که به کسی رو نمیده که پسرا با همدیگه سره اینجور آدما شرطو شروطای بینهم میذارن مثلا من اگه با این رفیقشم روی تورو کم میکنمو واستون چیز میز میخرمو غیره ولی حالا دیگه شوخی بسه میخوام یه چیزای بگم که از نظر من قابل قبوله ببینین دخترهای عزیز من نمیخوام به کسی توهین کنم بهتونم حق میدم بعضیاتون از پسرا متنفر باشین ولی آگه یکم حواستونو جمع کنین تو انتخاب دوست شکست نمیخورین نباید گول ظاهرپسرهارو بخورین که خوشگله یا خوشتیپ مهم دل و باطن پسره که خیلی مهمه حالا نمیگم اگه طرف قیافش زشتم بود دوست بشین نه ولی همه چیز ظاهر نیست بلکه صداقت و محبته نباید کاری کنین که پسرا سوءاستفاده کنن چون خودمم قبول دارم که بعضیا خیلی بیجنبه هستن ولی زیاد رو بدین روشون باز میشه و در واقع بزرگترین مشکل هم پیدا میکنین چون توی آینده نمیتونین دیگه تو زندگیتون با فرد مورد نظرتون بسازین و یه جورایی زده میشین و خیلی مشکلات به وجود میاد اینا حرفای من بود که گفتم خوشحال میشم که حتما نظره شمارم بدونم امیدوارم که از حرفهای من ناراحت نشین تا بعد بابای
N
نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 23:38 توسط مدفونشده |
|