سلام بچه ها

ببخشید که یه مدتی نمیتونستم آپ کنم واسه اینکه یکم سرم شلوغ بودو بیشتر تو چت مشغول کارام بودم

میدونین دوست دارم خودمونی باشیم نمیدونم کیا اینو میخونن یا کیا نمیخونن ولی خوشحال میشم که تا آخر بخونین

راستش یه مدتیه حسابی احساس میکنم یه چیزی تو دلمه که خودمم از موضوش خبر ندارم .یه چیزی تو مایه های دلتنگی!!ولی دلتنگی برای کی؟ این همون چیزیه که خودمم نمیتونم بگم.

بابا تو این مدت کارم شده نامه نویسی عاشقانه آشتی دادن دختر پسرا!!!شدم واسطه اینو اون.رفیقام با زیدشون دعوا میکردن میومدن به من رو مینداختن که یه چیزی بنویس که آشتی کنه یا باهاش حرف بزن که باهام دوست بشه.خدایی هم تا الان موفقیت آمیز بوده ولی بعضیا سوءاستفاده کردن و اصلا فراموش کردن که یه زمانی دختررو دوست داشتن.

حالا بگذریم شاید اشکال یکمی هم از من بوده که به همه دوروبریام کمک کردم ...راستش اصلا نمیدونم منی که اصلا خجالتی نیستم و بلدم که مخ بزنم چطور شده واسه خودم موندم !تو کاره خودم گیرم .شاید طرف من با بقیه فرق داشته باشه.شایدم ایراد از منه که دوسم نداره؟یا شایدم منو نشناخته .چرا حرف منو قبول نمیکنه؟اخه خدا جون توکه منو میشناسی آدمی نیستم که 2 رویی تو کارم باشه و شاید از نظر ظاهری خیلی مغرور باشم ولی تو دلم که هیچی نیست. منی که تا حالا هر چی خواستم به دست آوردم جیلو اینیکی خیلی کم آوردم.

واقعا همیشه خجالت میکشم هی می خوام یه جوری بهش بگم میترسم ناراحت بشه .آخه بهش قول دادم که دیگه نگم و فراموش کنم .ولی خیلی سخته کسیو که همیشه دنبالش میگشتی و حاظر باشی به خاطرش همه کار بکنی بگه نه ..

آخه این کلمه نه چیه؟چرا باید همیشه ما تو آتیش دیگران بسوزیم و از رسیدن به عشقمون محروم بشیم؟؟
مگه دوست داشتن جرمه ؟اتفاقا ما معنیه دوست داشتنو خیلی بهتر میفمیم و میتونیم به کسی که دوسش داریم تا آخر دل ببندیم و به عشقمون پایبند باشیم.آدمی هم نیستیم که از اولی سیر نشدیم بریم سراغ دومی یعنی تا آخر حاظرم پاش وایسم .

گفتم تا هر موقع که میخوای فکر کن با هر کی که میخوای باش. گفت: مگه ارزش داره؟پس چی ارزش داره ؟فقط تو هستی که ارزش همه چیزو داری ولی فکر میکنی ما بی ارزشیم :!میگه اخه چرا ما !! پس کی؟ولی حاظرم به خاطرش صبر کنم چون ارزش داره خیلی هم داره .کاش فقط یه بار پایه صحبتای من بشینی اون موقع نظر خودتو  بگی و به حرفای من گوش کنی.

هر موقع خواستم باهاش حرف بزنم یه جوری حرفو عوض میکنه یا میگه خسته شدمو نمیخوام فکر کنم ولی کاش یکم فکر کنه و بعدا نظرشو بگه نه اینکه زود آب پاکیو بریزه رو دستم.آخه خیلی خوبه یعنی بیشتر از خوب یه چیزی که از همه نظر حرف نداره

شاید داره این مطلبو میخونه و با خودش میگه عجب آدمه سیریشیه این امید یا میگه ارتباطمو باهاش کمتر کنم .ولی بدون که برای یه نفر خیلی عزیزی وخیلی براش مهمی انقدر که تورو واسه خودت میخوام نه واسه چیزای الکی .شاید اکثر شما دختر پسرا یه همچین اتفاقاتی براتون افتاده باشه . شاید یاده خودتون بیوفتین که بگین کاش طرف من باهام دوست میشد

تنها خودش میتونه تصمیم بگیره ولی از خدا میخوام هر موقع که تصمیم گرفت جوابش آره باشه تا بهش نشون بده که هیچ وقت اشتباه نکرده

تا آخر پاش وایمیستم و بهش نشون میدم که دوسش دارم

N نوشته شده در پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 16:53 توسط مدفونشده |