سلام بچه ها

خوبین؟؟؟من که بد نیستم دلمم برا همتون خیلی خیلی تنگیده

راستش میدونین که گرفتاریه و هزارتا کاره دیگه ولی خوب ما که همش به یاد همه هستیم شمارو نمیدونم!!!راستش امروز یعنی۲۱ آذر تولد یه نفر که خیلی ماهه یعنی یدونه اینه و یه دنیا .البته فکر نکنین زیدمه ها نه اصلا و حتی به چشم دوست دختر هم نگاش نمیکنم..آره امروز تولد خواهر کوچولوی خودمه.واقعا امروز روز با ارزشیه چ.ن یه همچین گلی به دنیا اومده...منم که مثل این ۶ ماهه ها با عجله اومدم و دارم یه چیزای مینویسم که امیدوارم ابجی نگینمو راضی بکنه.خلاصه ببخشیا آبجی جونم اگه درست حسابی نتونستم از خچالتت در بیام.

راستش بچه ها این نگین خانوم ما از اون دخترای قابل اعتماد و خوب و مهربونه که اگرم عصبانی بشه  زود آروم میشه  ولی خلاصه من که ازش حساب میبرم .

به شما دوستای گلمم بگم که سعی کنین تو زندگیتون با کسی آشنا بشین که واقعا هممدیگرو بخواین نه اینکه فقط دنبال وقت گذروندنو هوا و هوس  باشه .باور کنین همه چی تیپو قیافه و پول نیست . نمیگم اصلا اینا مهم نیست نه ولی اولین مورد باید صداقتو اعتمادو دوستی متقابل باشه.حالا من سعی میکنم که جلو خودمو بگیرمو راجب دخترا حرف نزنم چون یه عده از دختر خانوما از دستم ناراحتن که تو مطالب گذشتم خیلی بهشون توپیدم

خلاصه بگذریم .آبجی نگینم ایشالا که ۱۵۰ ساله بشی در کناره خانوانده و تو زندگیت موفق باشی و به اون هدفای که میدونم میخوای و تصمیم داری برسی

خلاصه ببخشید دیگه اینطوری تولدتو تبریک میگو خودت که میدونی این سیستمم خرابه الانم که تو کافی نتم

قوربونت بابای   

N نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 13:15 توسط مدفونشده |