آخ ....چه دورانی بود

یه زمانی وقتی که بچه بودم تقریبا 7،8 سالم بود عشق فوتبال داشتم...عشق بازیکنای فوتبالو داشتم.چه کارا که نمیکردم واسشون واقعا عاشقشون بودم ..اون موقع ها هم خیلی یه دنده بودم

تو بیرون بازیکنارو که میدیدم حمله میکردم بهشون ..ازشون عکس بگیرم امضا بگیرم یه یادگاری داشته باشم..خلاصه عشقو حال بودن اونا واسه من]همشونم دیده بودم از عابدزاده بگیرتا باقری و مهدوی کیا واستیلی و دایی ...یادمه اون موقع ها که تیم ملی اومده بود شهرمون به طوره اتفاقی تمام بازیکنای تیم ملی و دیدم وقتی که تیم زیره دسته این بیسیم چیا بود .یادش بخیر وقتی که اون زمان یه بازیکن از تیم تراکتور حسابی معروف شد اسمش باغمیشه بود به عشق اون 3 ساعت تموم واسه یه یادگاری تو هتل منتظرش شدم یا وقتی که تیما میومدن تبریز به عشق حرف زدن با اونا هتلای تبریزو میریختم به هم که بزارن 1 دقیقه باهاشون حرف بزنم وقتی که تو اون سرما و گرما میرفتم استادیوم تختی بازیای تیمارو نگاه میکردم حتی تراکتور با بهمن کرج ......یادمه یه بار تیمه پرسپولیسو تو فرودگاه تهران دیدیم زمانی که فنایی تازه اسمش اصلا مطرح نبود وقتی که رفتم تو کافی شاپ فرودگاه دیدم استیلی با پیروانی نشستن انگار که یه دنیارو بهم داده بودن یه امضا هم از استیلی گرفتم که هیچ وقت حرفشو فراموش نمیکنم که پایین امضاش نوشت(امید جان اول درس بعد ورزش)اون موقع سعداوی و محمد خانی و عبدی تو تیم بودن (در واقع قدیمیای تیم ملی)...ولی یه دفعه دیگه همه چیزو فراموش کردم ..بازی تراکتور با استقلال بود تو ورزشگاه تختی که انگار میرفتم تو جهنم چقدر شلوغ بود از اون تونل های استادیوم مگه میشد رد شد؟اشکم در اومد نه به خاطر اینکه ترسیده باشم به خاطر اینکه چرا نتونستم برم تو؟؟؟بیرون ورزشگاه فکر کنم 20 هزار نفر بودن که میخواستن برن پیشه 25 هزار نفری که تو استادیوم بودن....دیگه از اون موقع که حدود 6،7 سال میگذره دیگه این کارامو ترک کردم الان خیلی وقته ورزشگاه نرفتم حتی بازی پرسپولیسو استقلال که تو تبریز بود .آره دیگه ماهم یه زمانی عاشق این کارا بودیم حتی الان بازم این همه بازیکناو ورزشکارارو میبینم دیگه اهمیت نمیدم که این کیه و این چی کارس ..

اینم یه خاطره از من بود...........

N نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1384ساعت 20:20 توسط مدفونشده |